ترجمه "kivi" به فارسی
سنگ, sang, تخته سنگ بهترین ترجمه های "kivi" به فارسی هستند.
kivi
noun
دستور زبان
-
سنگ
nounKun sinut tuotiin sisään, olit kuollut kuin kivi.
وقتي تو رو به اينجا آوردن ، تو مثل يه سنگ سرد بودي.
-
sang
noun -
تخته سنگ
nounHän putoaa kuin kivi.
مثل یه تخته سنگ می افته تو آب
-
ترجمه های کمتر
- سنگریزه
- سنگی
- شن
- هسته
- گوهر
- سنگ (زمینشناسی)
- صخره
- هسته میوه
- پوسته هسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kivi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kivi
proper
دستور زبان
Kivi, paperi ja sakset
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kivi" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kivi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "kivi"
عباراتی شبیه به "kivi" با ترجمه به فارسی
-
مجموعه داستانهای هری پاتر
-
سنگ-کاغذ-قیچی
-
سنگ زیرآتشفشانی
-
سنگ رشید
-
سنگ جادو · سنگ فلاسفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن