ترجمه "klinikka" به فارسی
درمانگاه, کلینیک بهترین ترجمه های "klinikka" به فارسی هستند.
klinikka
noun
دستور زبان
-
درمانگاه
nounEi hoidettu kuin Clevelandin klinikalla, mutta pitää hänet elossa - kunnes saamme hänet paikattua kunnolla.
دقیقاً مثل درمانگاه " کلیولند " نیست ولی زنده میمونه تا پانسمان کنیم
-
کلینیک
nounJotkut klinikat tekevät kymmenien miljoonien dollareiden voitot vuodessa.
برخی از این کلینیک ها سالانه میلیونها دلار از این راه درامد کسب میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klinikka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن