ترجمه "koditon" به فارسی

بیخانمان, دربدر بهترین ترجمه های "koditon" به فارسی هستند.

koditon adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیخانمان

    noun
  • دربدر

    adjective

    " Raihnainen, koditon vanhapiika. "

    دختر پيره ي ترشيده ي دربدر!

  • بى مكان و منزل, دربدر, بى خانمان, اواره, غريب, خانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koditon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "koditon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه