ترجمه "kohta" به فارسی
زود, بزودی, فقره بهترین ترجمه های "kohta" به فارسی هستند.
kohta
noun
adverb
دستور زبان
-
زود
adverb adjectiveNiin on, mutta paljon nopeampi ja pimeä tulee kohta.
خيله خوب ، بايد زودتر راه بيفتيم تا به تاريکي نخوريم
-
بزودی
nounHe ovat varmoja siitä, että kohta pahuus poistetaan ja perustetaan aivan uusi maailma.
آنها اطمینان دارند که بدی بزودی از میان رفته و دنیای کاملاً جدیدی برپا خواهد شد.
-
فقره
nounKohta 151 tämän päivän vikaluetteloon.
فقره 151 در ليست خرابي برنامه امروز.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kohta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kohta" با ترجمه به فارسی
-
جای خالی · حفره · محفظه · نقطه ابهام
-
ماده
-
قطعه منتخب
-
تفتگاه
-
اوج · بحران · راس · مرتفعترین نقطه · منتها · نیم روز
-
ترحم کردن · متاثر شدن
-
کوه نور
-
تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · ضعف · طبیعت ویژه · قصور · نقطه ضعف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن