ترجمه "kokeilu" به فارسی
آزمایش, تجربه, تقدیم بهترین ترجمه های "kokeilu" به فارسی هستند.
kokeilu
noun
دستور زبان
-
آزمایش
nounAloin tehdä kokeiluja. Pyrkimyksenäni oli kehittää oikea empatiakone.
پس شروع به آزمایش کردم٬ و آنچه سعی در انجامش داشتم ساخت دستگاه همدردی نهایی بود.
-
تجربه
nounNoina kiivaina päivinä teimme kokeiluja chat-huoneilla ja netin virtuaaliyhteisöillä.
در اون روزهای شلوغ و بی پروا، ما در حال تجربه کردن اتاقهای گفتگو و انجمنهای مجازی آنلاین بودیم.
-
تقدیم
noun
-
ترجمه های کمتر
- حمله
- عرضه
- پیشنهاد
- پیشکش
- چشش
- کوشش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kokeilu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن