ترجمه "koppi" به فارسی

باجه, جعبه, ربایش بهترین ترجمه های "koppi" به فارسی هستند.

koppi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • باجه

    noun

    Tai hän soitti kopista.

    .يا اون از يه باجه تلفن استفاده کرده

  • جعبه

    noun

    Hänen sydämessään oli ilo, - ennen kuin hänet palautettiin koppiin.

    يک شادي در قلب اون بود قبل از اينکه در جعبه بهش نشون بدن

  • ربایش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koppi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "koppi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "koppi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه