ترجمه "korkeakoulu" به فارسی

دانشكده, دانشکده, دانشگاه بهترین ترجمه های "korkeakoulu" به فارسی هستند.

korkeakoulu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانشكده

    noun
  • دانشکده

    noun

    ”Valmistautuessani korkeakoulun pääsykokeisiin muutamia vuosia sitten käytin paljon aikaani elämän merkityksen ja tarkoituksen miettimiseen.

    «هنگامی که چند سال پیش، خود را برای امتحان ورودی دانشکده آماده میکردم، بیشتر وقتم را صرف مطالعه دربارهٔ معنی و هدف زندگی کردم.

  • دانشگاه

    noun

    Useimmat niistä, jotka kirjoittautuvat korkeakouluun, odottavat saavansa valmistuttuaan hyväpalkkaisen ja varman työpaikan.

    بسیاری که در دانشگاه ثبتنام میکنند امیدوارند صاحب شغلی مناسب و پردرآمد شوند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " korkeakoulu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "korkeakoulu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "korkeakoulu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه