ترجمه "korpraali" به فارسی

سرجوخه, بدنی, سرجوخه بهترین ترجمه های "korpraali" به فارسی هستند.

korpraali noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرجوخه

    noun

    Todistin hellan toimintahäiriön - ja sotilaideni pikaisen toiminnan korpraali Personin hoitamiseksi.

    من ديدم که اجاق درست کار نکرد ، و عمل سريع تفنگدارهام که سرجوخه رو درمان کردن.

  • بدنی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " korpraali " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Korpraali
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرجوخه

    noun

    Korpraali, olemme vetäytymässä, ja te vain etsitte sairastupaa.

    سرجوخه, ما داريم عقب نشيني ميكنيم اونوقت تو دنبال درمانگاه ميگردي ؟

اضافه کردن

ترجمه های "korpraali" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه