ترجمه "korva" به فارسی

گوش, گوش بهترین ترجمه های "korva" به فارسی هستند.

korva noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوش

    noun

    Mutta Jeesus koskee miehen korvaan ja parantaa sen.

    اما عیسی گوش مَرد را لمس میکند و آن را خوب میکند.

  • [[گوش]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " korva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Korva
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوش

    noun

    یکی از اندام های حسی ویژه که در شنوایی و تعادل نقش دارد

    Korvamme aistivat sen kuunnellessamme vesiputouksen kohinaa, lintujen laulua ja ystäviemme ääntä.

    گوشهای ما موقعی که به صدای آبشار، نغمهٔ پرندگان و صدای عزیزان گوش میدهیم، این محبت را حس میکند.

تصاویر با "korva"

عباراتی شبیه به "korva" با ترجمه به فارسی

  • تغییر مکان
  • رعد اسا · صاعقه وار
  • برابری کردن با · تاوان دادن · جایگزین کردن ' جبران کردن · جبران کردن · رونویسی · شرح دادن · صدمه زدن به · غرامت دادن · غرامت پرداختن · لطمه زدن به
  • برابری کردن با · تاوان دادن · جایگزین کردن ' جبران کردن · جبران کردن · رونویسی · شرح دادن · صدمه زدن به · غرامت دادن · غرامت پرداختن · لطمه زدن به
اضافه کردن

ترجمه های "korva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه