ترجمه "kova" به فارسی
سخت, صلب, مقاوم بهترین ترجمه های "kova" به فارسی هستند.
kova
adjective
دستور زبان
-
سخت
adjectiveHän sai kovan opetuksen siitä miten maailma toimii.
خيلي سخت بود که بهش ياد بدي که دنيا چطوري پيش ميره.
-
صلب
adjective -
مقاوم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پایدار
- بداخلاق
- تزلزل ناپذیر
- تند
- تند و تلخ
- تیز
- جنگجو
- خوش تیپ
- خوش لباس
- دشوار
- سخن تند
- سفت
- شیک
- شیک پوش
- صعب
- مشکل
- مفرط
- هاردکور
- هلویی
- کینه جو
- یکدنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kova " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kova" با ترجمه به فارسی
-
حریص · طماع
-
وانمود کن · پرسش دشوار
-
علمی-تخیلی سخت
-
مشروب الکلی · مشروبات الکلی
-
اندوه · اندوه بسیار · حزن · صدمه · غصه · غم · غم زیاد
-
مشروب الکلی · مشروبات الکلی
-
ضرب سکه · مسکوکات
-
اعمال زور · ثقل · مشقت · کد یمین · کوشش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن