ترجمه "kulunut" به فارسی
رام نشده, سپری شده, فرتوت بهترین ترجمه های "kulunut" به فارسی هستند.
kulunut
adjective
verb
دستور زبان
-
رام نشده
adjective -
سپری شده
Viimeinen puoli vuotta on kulunut nopeasti, kun kirkon työ on mennyt esteettä eteenpäin.
شش ماه گذشته به سرعت سپری شده همچنانکه کار کلیسا بدون مانع پیش رفته است.
-
فرتوت
adjective -
نحیف
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kulunut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kulunut" با ترجمه به فارسی
-
ابتذال · بیاتی · پیش پا افتادگی · کلمه مبتذل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن