ترجمه "kummitus" به فارسی

شبح, روح, ruh بهترین ترجمه های "kummitus" به فارسی هستند.

kummitus noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبح

    noun

    kuolleen ihmisen tai eläimen henki tai sielu, joka ilmestyy eläville

  • روح

    noun

    Hän rakastui täysin kummitus tyttöystäväänsä, ja valehteli siitä.

    اون عاشق روح دوست دخترش شد و به من دروغ گقت.

  • ruh

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تخیل
    • تصور خام
    • تصویر ذهنی
    • خیال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kummitus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kummitus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه