ترجمه "kuningas" به فارسی

شاه, پادشاه, بادشاه بهترین ترجمه های "kuningas" به فارسی هستند.

kuningas noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    shakkipelin nappula

    Kun kasvan isoksi, haluan olla kuningas.

    می خواهم وقتی بزرگ شدم شاه شوم.

  • پادشاه

    noun

    Hän oli enemmän kuin kuningas.

    او از یک پادشاه بیشتر بود.

  • بادشاه

    noun
  • پادِشاه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuningas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kuningas
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Kun kasvan isoksi, haluan olla kuningas.

    می خواهم وقتی بزرگ شدم شاه شوم.

تصاویر با "kuningas"

عباراتی شبیه به "kuningas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kuningas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه