ترجمه "kuningaskunta" به فارسی
پادشاهی, سلطنت بهترین ترجمه های "kuningaskunta" به فارسی هستند.
kuningaskunta
noun
دستور زبان
-
پادشاهی
nounTiedän nyt, miten yksi itsekäs teko voi muuttaa kuningaskunnan kohtalon.
من الان میدونم که چطور یه کار خودخواهانه میتونه سرنوشت یه پادشاهی رو عوض کنه.
-
سلطنت
nounKuningas saa asian selville, tapattaa molemmat, ja kuningaskunta sortuu.
پادشاه ميفهمه, دستور ميده هر دوشونو بکشند, و سلطنت از هم ميپاشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuningaskunta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kuningaskunta" با ترجمه به فارسی
-
پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی · پادشاهی متحده
-
شو هان
-
دولت یونانی باختری
-
بریتانیا
-
پارلمان بریتانیا
-
پادشاهی متحد · پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی · پادشاهی متحده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن