ترجمه "kuormata" به فارسی
بار کردن, بارگیری کردن, تحمیل کردن بهترین ترجمه های "kuormata" به فارسی هستند.
kuormata
verb
دستور زبان
-
بار کردن
verb -
بارگیری کردن
verb -
تحمیل کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuormata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kuormata" با ترجمه به فارسی
-
بار · بار کشتی · بارگیری · حمل · محموله دریایی · گرو
-
لودر
-
ماشین باری · مبادله · کامیون · کامیون باری
-
الاغ
-
راننده کامیون
-
راننده کامیون
-
تخلیه کننده · واژگون کننده · کامیون کمپرسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن