ترجمه "kupoli" به فارسی

گنبد, باقلا, رشته فرنگی بهترین ترجمه های "kupoli" به فارسی هستند.

kupoli noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنبد

    noun

    Tein sen vain, koska kupoli sai sinut sairaaksi.

    من فقط اونکارو کردم چون گنبد داشت مريضت ميکرد

  • باقلا

    noun
  • رشته فرنگی

    noun
  • قبه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kupoli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kupoli
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنبد

    noun

    Kupoli on Duken takapihalla.

    گنبد درست تو حياط پشتي " دوک " ـه.

تصاویر با "kupoli"

عباراتی شبیه به "kupoli" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kupoli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه