ترجمه "kurpitsa" به فارسی
کدو تنبل, کدو, کدو حلوایی بهترین ترجمه های "kurpitsa" به فارسی هستند.
kurpitsa
noun
دستور زبان
-
کدو تنبل
nounkurpitsoihin kuuluva köynnöskasvi
-
کدو
nounPaitsi loman lopussa isäni varasti kurpitsan ja he suuttuivat.
به جز ، آخرش ، که بابام تصميم گرفت يه کدو بدزده و اونا هم عصباني شدن.
-
کدو حلوایی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kurpitsa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kurpitsa"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن