ترجمه "kurssi" به فارسی

دوره, دورهی آموزشی, عنوان بهترین ترجمه های "kurssi" به فارسی هستند.

kurssi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوره

    noun

    Haloo? 66 prosenttia opiskelijoista haluaa kurssille, jolla he tulevat

    می فهمید؟ ۶۶ درصد دانشجو ها می خواستند در دوره ای شرکت کنند که در آن

  • دورهی آموزشی

    opintoperiodin tai lukukauden mittainen opintojakso

  • عنوان

    noun

    Samalla kurssilla ollut ruotsalaissisar Inger Brandt tulisi toverikseni Nagoyan kaupunkiin.

    یکی از همکلاسیهایم خواهری سوئدی به نام اینگِر براند به عنوان همکار من انتخاب شد تا با هم در شهر ناگویا خدمت کنیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kurssi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kurssi" با ترجمه به فارسی

  • انجمن کردن · بخیه زدن · جمع شدن · خیاطی کردن · دوختن · سوار کردن · نم زدن · گردآمدن
  • بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن
  • تحصیلات مقدماتی · تعلیمات مقدماتی
اضافه کردن

ترجمه های "kurssi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه