ترجمه "kuula" به فارسی

گلوله, باقلا, توپ بهترین ترجمه های "kuula" به فارسی هستند.

kuula noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلوله

    noun

    Ensi kerran kun näen sinut, Paul, hoidan sinulle kuulan kalloon.

    دفعه بعد که ببينمت ، پل ، يه گلوله توي مخت خالي مي کنم.

  • باقلا

    noun
  • توپ

    noun

    Sitten tietänetkin, että kuulat on löydettävä ennen auringonpimennystä.

    بعد از اون شايد بدوني که بايد دنبال توپ هاي اژدها براي جلوگيري از خسوف بگرديم.

  • ترجمه های کمتر

    • حب
    • رشته فرنگی
    • قبه
    • قرص
    • گلوله تفنگ
    • گلوله توپ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuula " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kuula" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه