ترجمه "kuuro" به فارسی
کر, ناشنوا, سراسیمگی بهترین ترجمه های "kuuro" به فارسی هستند.
kuuro
adjective
noun
دستور زبان
-
کر
nounHän oli sokea ja kuuro ja eli maailmassa, joka oli pimeä ja äänetön.
او کور و کر بود و در دنیائی تاریک و ساکت زندگی می کرد.
-
ناشنوا
nounNiin, mutta kerjäläinen markkinoilla on kuuro satakielen laululle.
بله ، اما گدا در بازار ناشنوا به آهنگ از بلبل است.
-
سراسیمگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- طوفان ناگهانی
- كر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuuro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن