ترجمه "kyky" به فارسی

استعداد, زبردستی, اتمام بهترین ترجمه های "kyky" به فارسی هستند.

kyky noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • استعداد

    noun

    Hänelle tosiaan lahjoitettiin kyky tehokkaaseen tiedonvälitykseen eli viestintään.

    این استعداد را داشت که به طور مؤثر ارتباط برقرار کند.

  • زبردستی

    noun
  • اتمام

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اجرا
    • اروین
    • استطاعت
    • انجام
    • تالنت
    • تمایل طبیعی
    • توانایی
    • حصول
    • سررشته
    • شایستگی
    • صلاحیت
    • فراگیری
    • فضیلت
    • قابلیت
    • لیاقت
    • مهارت
    • میل ذاتی
    • نیل
    • هديه
    • ورزیدگی
    • چیره دستی
    • کمال
    • گنجایش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kyky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kyky" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kyky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه