ترجمه "laidunmaa" به فارسی
جلگه سبز, مرتع, چراگاه بهترین ترجمه های "laidunmaa" به فارسی هستند.
laidunmaa
noun
دستور زبان
-
جلگه سبز
noun -
مرتع
nounJehova selittää: ”Saaronista on tuleva lampaiden laidunmaa ja Akorin alatasangosta karjan lepopaikka minun kansalleni, joka silloin on etsinyt minua.”
یَهُوَه در این باره میگوید: «شارون، مرتع گلّهها و وادی عاکور، خوابگاه رمهها به جهت قوم من که مرا طلبیدهاند، خواهد شد.»
-
چراگاه
nounRuskeat alueet kuvaavat laidunmaita, kotieläintemme elinympäristöjä.
نواحی قهوه ایی رنگ بعدی چراگاه ها و مراتع، جایی که حیوانات ما در آن زندگی می کنند، می باشند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laidunmaa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن