ترجمه "laina" به فارسی

قرض, وام, عاریه بهترین ترجمه های "laina" به فارسی هستند.

laina noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرض

    noun

    Jotkut jopa ottavat uuden lainan entisen lainan korkojen maksamiseen.

    بعضی از ایشان پول قرض میگیرند تا بهرهٔ قرض دیگری را بپردازند.

  • وام

    noun

    Viime vuonna pyysin Pascoeta järjestämään tuhannen punnan lainan.

    سال قبل ، من از پاسکو خواستم که يک وام 1000 پوندي برام پيدا کنه

  • عاریه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قرضه
    • واژه بیگانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Laina proper دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • وام

    noun

    Jokainen talo on tuplasti arvokkaampi kuin mitä se maksoi Rakennus ja Lainalle rakentaa.

    هر کدوم از اين خونه دو برابر ساخت شرکت " وام و مسکن " هزينه برداشته.

عباراتی شبیه به "laina" با ترجمه به فارسی

  • اندرز · قرض کردن · قرض گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "laina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه