ترجمه "lama" به فارسی
دوره رخوت, زمین باتلاقی, لاما بهترین ترجمه های "lama" به فارسی هستند.
lama
noun
دستور زبان
-
دوره رخوت
noun -
زمین باتلاقی
noun -
لاما
nounDalai-lama oli kerran Portugalissa, missä rakennettiin paljon joka puolella.
یکبار، دالی لاما، در کشور پرتغال بود و همه جا پُر از کارهای ساختمانی بود.
-
ترجمه های کمتر
- کاهش فعالیت
- کشیش بودایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lama
-
رکود اقتصادی
Yhdysvaltojen talous oli luisumassa 1930-luvun lamaan ja päättäjät eivät tienneet miten reagoida.
اقتصاد آمریکا وارد یک رکود اقتصادی بزرگ شد و سیاستمداران برای واکنش به آن در تقلا بودند.
عباراتی شبیه به "lama" با ترجمه به فارسی
-
برنار لاما
-
دالایی لاما
-
دالایی لاما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن