ترجمه "lammas" به فارسی

گوسفند, میش, قوچ بهترین ترجمه های "lammas" به فارسی هستند.

lammas noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    گونهای از گوسفندسانان

    Kun teurastettu lammas valmistetaan keittämällä, niin ensin se nyljetään ja paloitellaan.

    وقتی میخواهند گوسفند ذبحشدهای را بپزند، اوّل پوست آن را میکنند و سپس آن را قطعهقطعه میکنند.

  • میش

    noun
  • قوچ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خوک
    • خوک پرواری
    • گراز
    • گوشت گوسفند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lammas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lammas
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    Kun teurastettu lammas valmistetaan keittämällä, niin ensin se nyljetään ja paloitellaan.

    وقتی میخواهند گوسفند ذبحشدهای را بپزند، اوّل پوست آن را میکنند و سپس آن را قطعهقطعه میکنند.

تصاویر با "lammas"

عباراتی شبیه به "lammas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lammas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه