ترجمه "lamppu" به فارسی

لامپ, چراغ, فانوس بهترین ترجمه های "lamppu" به فارسی هستند.

lamppu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • لامپ

    noun

    Huoneessasi on lipasto, jonka päällä on sininen lamppu.

    توي اتاقت يک کمد ـه ، روش يک لامپ آبيه.

  • چراغ

    noun

    On täysikuu, mutta silti heillä on käsissään soihdut ja lamput.

    با وجود بدر یا ماه کامل، آن مردان چراغ و مشعل به دست گرفته بودند.

  • فانوس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لامپا
    • لمپا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lamppu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lamppu"

اضافه کردن

ترجمه های "lamppu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه