ترجمه "lankku" به فارسی
تخته, قسمتی از برنامه بهترین ترجمه های "lankku" به فارسی هستند.
lankku
noun
دستور زبان
-
تخته
nounHän telkesi minut sisään lankulla.
بعدش يه تخته رو لاي دسته قفسه گذاشت و منو توش گير انداخت
-
قسمتی از برنامه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lankku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن