ترجمه "leikki" به فارسی

بازی, بازی کردن, جست بهترین ترجمه های "leikki" به فارسی هستند.

leikki noun verb دستور زبان

Huvitus, ajanviete. [..]

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازی

    noun

    Monet eivät lähde ulos iltaisin eivätkä anna lastensa milloinkaan leikkiä pihalla ilman valvontaa.

    بسیاری نیز حاضر نیستند شبها از خانه خارج شوند یا فرزندشان بدون مراقب بیرون از خانه بازی کند.

  • بازی کردن

    noun

    Vanhempien tulisi opettaa lapsiaan ymmärtämään, ettei valtakunnansalilla ole sopivaa juosta tai leikkiä.

    والدین باید به فرزندانشان آموزش دهند که سالن جماعت محل دویدن و بازی کردن نیست.

  • جست

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جست وخیز
    • رقص
    • سرور و نشاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leikki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "leikki"

عباراتی شبیه به "leikki" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leikki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه