ترجمه "leima" به فارسی
برچسب, مهر, استامپ بهترین ترجمه های "leima" به فارسی هستند.
leima
noun
دستور زبان
-
برچسب
nounSe leimaa "kehitysmaat" — voin lukea täältä —
اون برچسب میزنه "کشورهای در حال توسعه" — من میتونم اینجا از روی فهرست بخونم —
-
مهر
nounTämän miehen kerskailunhalua kuvaa hyvin sekin, että hän antoi leimata nimensä jopa tiiliin!
در مورد غرور و خودستاییاش هم تردیدی وجود ندارد، زیرا حتی نامش را روی آجر دیوارها مهر کرده بود!
-
استامپ
noun
-
ترجمه های کمتر
- تاپه
- خاتم
- خط
- خطوط چهره
- داغ
- داغ ننگ
- صفات مشخصه
- نشانه
- نشانگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leima" با ترجمه به فارسی
-
برجسته کردن · برچسب زدن · تقبیح کردن · زدن · منقوش کردن
-
اطلاع دادن · اگاهی دادن · چغلی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن