ترجمه "lelu" به فارسی
اسباب بازی, اسباببازی, بازیچه بهترین ترجمه های "lelu" به فارسی هستند.
lelu
noun
دستور زبان
-
اسباب بازی
nounTätä ei taideta laskea " ihmisten leluksi ".
خب ، گمونم این جزو اون اسباب بازی های احمقانه ی فانی من حساب نمیشه
-
اسباببازی
Ja mikä vielä vakavampaa, hujan hajan lojuvat lelut ja työkalut voivat olla vaarallisia.
ریختن اسباببازی و لوازم کار در منزل بسیار خطرناک است.
-
بازیچه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اسمش
- فلان چیز
- مینیاتور
- چیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lelu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن