ترجمه "levy" به فارسی

دیسک, ورقه, برگی شکل بهترین ترجمه های "levy" به فارسی هستند.

levy noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیسک

    noun

    Avaa ikkuna kun levy tulee kriittisen täyteenAre items on device information columns hidden?

    بالا پریدن پنجره ، هنگامی‌ که دیسک تا حد بحرانی پر می‌شودAre items on device information columns hidden?

  • ورقه

    noun

    Moosian ajoista lähtien isot levyt käsittivät kuitenkin myös asioita, joilla oli suuri hengellinen merkitys.

    از زمان موصایا، اگرچه، ورقه های بزرگتر نیز موارد اساسی مهم روحی را دربر دارند.

  • برگی شکل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جام شیشه
    • جای عکس
    • دیس
    • صفحه
    • صفحه گرامافون
    • قاب شیشه
    • قرص
    • قطعه
    • لوح فشرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " levy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "levy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "levy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه