ترجمه "liima" به فارسی
چسب, سریشم, لعاب بهترین ترجمه های "liima" به فارسی هستند.
liima
noun
دستور زبان
-
چسب
nounKunpa se olisi liimaa jolla liimaisin suusi kiinni.
ایکاش یه بطری چسب بود تا لبات رو بهم می چسبوند که خفه خون بگیری.
-
سریشم
noun -
لعاب
noun
-
ترجمه های کمتر
- چسبدار
- چسبنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Liima
-
چسب
Liima pitää ihmisen kiinni hyvän aikaa.
اين چسب يه آدم رو قبل از آب شدن واسه مدت خوبي نگه ميداره.
تصاویر با "liima"
عباراتی شبیه به "liima" با ترجمه به فارسی
-
چسباندن
-
چسب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن