ترجمه "liitto" به فارسی

اتحاد, اتفاق, ازدواج بهترین ترجمه های "liitto" به فارسی هستند.

liitto noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتحاد

    noun

    Leijona ja varis oudossa liitossa, taistelemassa ruumismeren yllà ¤.

    یک شیر و یک کلاغ ، در یک اتحاد عجیب در دریایی از اجساد مبارزه میکنند.

  • اتفاق

    noun
  • ازدواج

    noun

    Sittenhän ero on ilman rakkautta solmitun liiton suora seuraus.

    طلاق یه چیز طبیعیه اگه ازدواج کنی بدون عشق

  • ترجمه های کمتر

    • زناشویی
    • عروسی
    • عهد
    • مذاکره
    • مشاوره
    • میثاق
    • نکاح
    • پیمان
    • پیوستگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liitto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "liitto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "liitto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه