ترجمه "lima" به فارسی

بلغم, لجن, بوی نامطبوع بهترین ترجمه های "lima" به فارسی هستند.

lima noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلغم

    noun
  • لجن

    noun

    Jätät limaa jälkeesi kuin etana.

    تو لجن پشتت داري مثل يه حلزون

  • بوی نامطبوع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تف
    • خلط
    • خلط سینه
    • لای
    • لجن وگل
    • لجنزار
    • لیما
    • ماده لزج
    • مخاط
    • پوسته یخ
    • چکیده
    • کثافت
    • کود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lima " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lima

Lima (joki)

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیما

    noun

    Yksi heistä, Lima Sahar, on paštu Kandaharista, hyvin konservatiivisesta osasta maata.

    یکی از آنها، لیما سحر، یک پشتو از قندهار است، یک بخش بسیار محافظه کار در کشور.

اضافه کردن

ترجمه های "lima" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه