ترجمه "logo" به فارسی

آرم, نشانواره, لوگو بهترین ترجمه های "logo" به فارسی هستند.

logo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرم

    Willin avaruusohjelma piilotti sen logoon.

    من فکر می کنم برنامه پتفایندر ستاره دور خواهد آن را در آرم پنهان کردند.

  • نشانواره

  • لوگو

    noun

    Kolmas työni oli tehtaassa, - joka painoi logoja uutuustuotteisiin.

    شغلِ سومم رو توي يه شرکتي بودم که روي بعضي چيزا ، لوگو چاپ مي کرد

  • نامواره

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " logo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Logo
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبان برنامهنویسی لوگو

    Logo (ohjelmointikieli)

اضافه کردن

ترجمه های "logo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه