ترجمه "loma" به فارسی

اجازه, تعطیل, روز تعطیل بهترین ترجمه های "loma" به فارسی هستند.

loma noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun

    Aika ajoin annoimme kunkin lapsen kutsua mukaan hyvän ystävän, mikä teki lomasta vielä mukavamman.

    به مرور زمان به آنها اجازه میدادیم یکی از دوستانشان را دعوت کنند تا سفر برایشان دلپذیرتر شود.

  • تعطیل

    noun

    Haluathan viettää lomaa yhdessä?

    تو که می خوای ما روز تعطیل رو با هم بگذرونیم ، مگه نه ؟

  • روز تعطیل

    noun

    Haluathan viettää lomaa yhdessä?

    تو که می خوای ما روز تعطیل رو با هم بگذرونیم ، مگه نه ؟

  • ترجمه های کمتر

    • عید
    • مرخصی
    • هاله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Loma
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • sillam

عباراتی شبیه به "loma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "loma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه