ترجمه "lukukausimaksu" به فارسی
حق تدریس, شهریه بهترین ترجمه های "lukukausimaksu" به فارسی هستند.
lukukausimaksu
noun
دستور زبان
-
حق تدریس
noun -
شهریه
nounVoin maksaa ensi vuoden lukukausimaksun ja velkani viime vuodesta.
میتونم شهریه سال آینده و بدهی که از پارسال دارم رو پرداخت کنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lukukausimaksu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن