ترجمه "luomi" به فارسی

خال, پلک, pelk بهترین ترجمه های "luomi" به فارسی هستند.

luomi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خال

    noun

    Häneltä poistettiin luomi, kun häntä operoitiin.

    اون خال ـشو برداشت وقتي قيافشو عوض کرد

  • پلک

    noun
  • pelk

    noun
  • خال گوشتی

    noun

    Tuo luomi kannattaa tarkistuttaa.

    تو باید به اون خال گوشتی برسی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " luomi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "luomi"

اضافه کردن

ترجمه های "luomi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه