ترجمه "luostari" به فارسی

دیر, صومعه, راهرو سرپوشیده بهترین ترجمه های "luostari" به فارسی هستند.

luostari noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیر

    noun
  • صومعه

    noun

    Koska olin hyvin uskonnollinen tyttö, minusta oli mukavaa mennä vähäksi aikaa luostariin.

    چون من هم دختری بسیار مذهبی بودم، دوست داشتم که برای مدتی در صومعه زندگی کنم.

  • راهرو سرپوشیده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " luostari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Luostari
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • صومعه

    Araceli: Luostarissa saamani kielteiset kokemukset olivat tehneet minusta katkeran.

    آراسِلی: به دلیل تجربیات بدی که در صومعه داشتم ناراحت و دلخور بودم.

عباراتی شبیه به "luostari" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "luostari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه