ترجمه "luoti" به فارسی
گلوله, حب, ساچمه بهترین ترجمه های "luoti" به فارسی هستند.
luoti
noun
دستور زبان
-
گلوله
nounSinun täytyy oppia, että miltä tuntuu ampua luoti ruumiiseen.
تو بايد بفهمي که شليک کردن گلوله به بدن يه نفر چه حسي داره.
-
حب
noun -
ساچمه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرب
- شاقول
- قرص
- گلوله تفنگ
- گلوله سربی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " luoti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Luoti
-
شاقول
-
گلوله
nounLuoti läpäisi hänet, tappoi tuskin edes hänen ruokahaluaan.
گلوله از بدنش رد شد و فقط باعث شد یه کمی اشتهاش کم بشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن