ترجمه "lupa" به فارسی
اجازه, اجازه چاپ, اذن بهترین ترجمه های "lupa" به فارسی هستند.
lupa
noun
دستور زبان
-
اجازه
nounEn voi viedä teitä minnekään muualle ilman yläkerran lupaa.
من بدون گرفتن اجازه از بالا نميتونيم بذارم جايي برين!
-
اجازه چاپ
noun -
اذن
noun
-
ترجمه های کمتر
- اظهار نظر قضایی
- تسلط
- جواز
- دستور
- صدور رای
- غلبه
- فرمان
- مجوز
- پروانه
- پروانه عبور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lupa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lupa" با ترجمه به فارسی
-
اجازه دادن · روا کردن · مجاز کردن · مرخص کردن · ندیده گرفتن
-
مرخص کردن
-
تسلط · غلبه
-
اجازه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن