ترجمه "lusikka" به فارسی
چمچه, قاشق بهترین ترجمه های "lusikka" به فارسی هستند.
lusikka
noun
دستور زبان
-
چمچه
noun -
قاشق
nounruokailuväline
Hän on kreikkalainen ja tuoksuu sitruunaiselta tiskiaineelta. Hänen ihonsa on sileä kuin lusikan alapuoli.
اون يونانيه و بوي مايع ظرفشوييِ ليمويي ميده و پوستش مثل پشتِ يه قاشق صافه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lusikka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lusikka"
عباراتی شبیه به "lusikka" با ترجمه به فارسی
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن