ترجمه "maine" به فارسی
نام, شهرت, نامْوَر بهترین ترجمه های "maine" به فارسی هستند.
maine
noun
دستور زبان
-
نام
nounEnnen kaikkea siksi, että sellaiset oikeudenkäynnit voivat helposti loata seurakunnan maineen ja Jumalamme hyvän nimen.
دلیل اصلی آن تأثیر بد این برخوردها بر نام خدایی که میپرستیم و نام نیک جماعت مسیحی است.
-
شهرت
nounEhkä maine ja mammona eivät olekaan hassumpi juttu.
هومر ، مثل اينکه ثروت و شهرت اونقدرها هم که ميگن بد نيست.
-
نامْوَر
noun
-
ترجمه های کمتر
- آوازه
- ابرو
- احترام
- اشتهار
- اعتبار
- افتخار
- افرین
- انگشت نمایی
- بدنامی
- عالیترین نوع
- معروفیت
- مین
- پرستیژ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Maine
Proper noun
دستور زبان
-
آبرو
nounMinun on varjeltava mainettani.
من یه آبرو دارم که باید حفظ کنم
-
ایالت مین
properMaine (osavaltio)
عباراتی شبیه به "maine" با ترجمه به فارسی
-
خود را تثبيت كردن · مستقر شدن
-
شهرت ارسال کننده
-
انگشت نمایی · بدنامی · ناسزاگویی · ناسزایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن