ترجمه "maku" به فارسی
طعم, مزه, ادویه جات بهترین ترجمه های "maku" به فارسی هستند.
maku
noun
دستور زبان
-
طعم
nounKiintoaineet reagoivat eri lailla. Siten maku on rikkaampi.
شير خشک يه جور ديگه واکنش ميده و طعم بهتري بهت ميده.
-
مزه
nounSe vaikuttaa muka makuun, mutta hän taitaa tehdä siitä veistoksia.
اون ميگه که تو مزه اش تاثير ميذاره ولي فکر کنم ميخواد باهاش مجسمه درست کنه.
-
ادویه جات
noun
-
ترجمه های کمتر
- تند وتیزی
- خوا
- رایحه تند
- رغبت
- عطاری
- مزه تند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Maku
-
شهرستان ماکو
Maku (kaupunki)
عباراتی شبیه به "maku" با ترجمه به فارسی
-
خوابیدن
-
رغبت · طعنه آمیزی · مزه
-
رایحه تند · رغبت · طعم · طعنه آمیزی · مزه · مزه تند
-
رغبت · طعنه آمیزی · مزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن