ترجمه "malline" به فارسی
استنسیل, شابلون, قالب بهترین ترجمه های "malline" به فارسی هستند.
malline
noun
دستور زبان
-
استنسیل
noun -
شابلون
noun -
قالب
nounEhkäpä joku käytti sormea mallina.
خب ممکنه يه نفر از رو انگشتش قالب گرفته باشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malline " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "malline" با ترجمه به فارسی
-
مالت
-
اسوه · الگو · برنامه کار · دیزاین · سرمشق · طراحی · قالب · مانکن · مثال · مجسمه چوبی · مدل · مدل (شخص) · نمونه · چهارچوبه
-
مدل خطی تعمیمیافته
-
حمله بزرگ صرع
-
مدل آماری
-
چهارچوبه
-
تعادل نقطهای
-
مدل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن