ترجمه "masentunut" به فارسی

پريشان, افسرده, افسرده کننده بهترین ترجمه های "masentunut" به فارسی هستند.

masentunut adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پريشان

  • افسرده

    adjective

    Niihin aikoihin kun Jehovan todistajat ottivat häneen yhteyttä, hän oli hyvin masentunut.

    هنگامی که شاهدان یَهُوَه به دیدار او آمدند بسیار افسرده بود.

  • افسرده کننده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تاریک
    • تیره
    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دلسرد
    • دژم
    • سرافکنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masentunut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "masentunut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه