ترجمه "matala" به فارسی
کوتاه, تخت, تنک بهترین ترجمه های "matala" به فارسی هستند.
matala
adjective
دستور زبان
-
کوتاه
adjectivePäästäkseni matalien siltojen ali minun täytyi tyhjentää helmat.
برای رد شدن از زیر پل های کوتاه مجبور شدم تا باد رو خالی کنم
-
تخت
adjectiveSiellä oli vain matala punkka eikä lainkaan ikkunoita.
تنها چیزی که اونجا بود ، یه تخت خواب بچگانه بود.بدون هیچ پنجره ای
-
تنک
adjective -
کم عمق
adjectiveMutta haluan hypätä nyt matalaan veteen ja katsoa joitain olioita, jotka ovat positiivisen ihmeellisiä.
اما من می خواهم الان سفری به آب کم عمق داشته باشم و نگاهی به برخی موجودات که شگفت انگیز هستند، بیاندازیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "matala" با ترجمه به فارسی
-
متصل کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن