ترجمه "metro" به فارسی
مترو, زیر راه, مترو بهترین ترجمه های "metro" به فارسی هستند.
metro
noun
دستور زبان
-
مترو
nounJa niin on se poliisikin joka jätti vara-aseensa metron vessaan.
و همينطور يه پليسي که اسلحه کمريش رو توي يه دستشويي مترو جا گذاشته.
-
زیر راه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Metro
-
مترو
nounRobin jatkoi korkeiden journalististen standardien ylläpitämistä Metro News uutistoimituksessa.
و رابين همچنان بهترين مجري مترو نيوز 1 بود
عباراتی شبیه به "metro" با ترجمه به فارسی
-
متروی لندن
-
متروی نیویورک
-
مترو گلدوین مایر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن