ترجمه "metro" به فارسی

مترو, زیر راه, مترو بهترین ترجمه های "metro" به فارسی هستند.

metro noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترو

    noun

    Ja niin on se poliisikin joka jätti vara-aseensa metron vessaan.

    و همينطور يه پليسي که اسلحه کمريش رو توي يه دستشويي مترو جا گذاشته.

  • زیر راه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " metro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Metro
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترو

    noun

    Robin jatkoi korkeiden journalististen standardien ylläpitämistä Metro News uutistoimituksessa.

    و رابين همچنان بهترين مجري مترو نيوز 1 بود

عباراتی شبیه به "metro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "metro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه