ترجمه "mitalli" به فارسی

مدال, نشان بهترین ترجمه های "mitalli" به فارسی هستند.

mitalli
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدال

    Ariel Mitchell sanoo näyttäneensä Briannalle äitinsä mitalin kilpailussa.

    آريل ميشل ميگه كه اون ، روز مسابقه مدال مادرش رو به بريانا نشون داده بوده.

  • نشان

    noun

    Täyttää tämä hassu laukku täyteen mitaleja.

    توي اين کيف مسخره کلي نشان افتخار داشتم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mitalli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mitalli" با ترجمه به فارسی

  • صورت · مدال · نشان · کف دست انسان
  • جایزه فیلدز
اضافه کردن

ترجمه های "mitalli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه