ترجمه "mittari" به فارسی
اندازهگیر, سنجه, اندازه بهترین ترجمه های "mittari" به فارسی هستند.
mittari
noun
دستور زبان
-
اندازهگیر
noun -
سنجه
noun -
اندازه
nounSe on täysin BKT:sta erillinen yhteiskunnan hyvinvoinnin mittari.
این مقیاسی برای اندازه گیری رفاه اجتماعی است. و کاملا از تولید ناخالص داخلی جداست.
-
درجه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mittari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن